پارت۵۶

ته

بهتر از این نمیشه درسته هیچی مثل نقشه پیش نمیره ولی خیلی بهتره داره پیش میره الان اونا میشه گفت به من اعتماد کامل رو دارن ... صبر بده زنگ بزنم جیمین حیح نه نمی‌خواد رفتم خونه همه چی رو بهش میگم

ته رفت سوار ماشینش شد ولی ماشین روشن نمی‌شد

ته:لعنتی الان وقتشه؟

دوباره امتحان کرد.ولی نشد

ته:باید زنگ بزنم به ویل

چند دقیقه بعد

ویل:بله قربان

ته: ویل بیا دنبالم ماشین کار نمیکنه

ویل:چشم تا یه ربع دیگه اونجام

ته:باشه
.....

ته:راستی ا.ت چی خوبه؟

ویل یه خنده ی کوتاهی کرد و جواب داد
ویل:بله اون هم داره با رئیس جیمین و جیهوپ بازی می‌کنه


ته:من چند بار به این دوتا بگم انقد بچگونه عمل نکنید

ته:باشه پس سریع‌تر بیا

ویل:چشم
دیدگاه ها (۵)

نسبت؟دوست؟ایگ؟فدای یه تار موت

ولی حق مکس این نبود و ال بچم به عشقش نرسیدبین خودمون بمونه و...

پارت۵۵

پارت۵۴

رمان افسر پلیس پارت ¹ویو ته خیلی خسته شده بودم چن ساعتی بود ...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط