{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم
یکی کوچک,یکی بزرگ
یکی بلند و یکی کوتاه
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر
اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکند
هیچکدام دیگری را له نمیکند
و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمیکند
آنها کنار هم یک دست میشوند و کار میکنند
چرا ما انسانها اگر از کسی بالاتر بودیم,لهش میکنیم و اگر از کسی پایینتر بودیم او را میپرستیم
شاید بخاطر همین که یادمان باشد,نه کسی بنده ماست,نه کسی خدای ما,خداوند انگشتهای ما را اینگونه آفرید
آری,باید باهم باشیم و کنار هم
آنگاه لذت یک دست بودن را میفهمیم...
دیدگاه ها (۲۲)

وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم. ...

بوی دود می آیدبه گمانم جماعتی پای دنیای مجازیمیسوزانند"عمر خ...

ﻣﻨﺒﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﻮﺏ ﺩﺭﺧﺖ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯿﺴﺎﺯﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺤﮑﻢ ﻭ ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖﺍﺳﺖ...

تو..مهربان باش,بگذار بگویند -ساده است.._فراموشکار است..-زود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط