{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار که عهد دوستاری بشکست

آن یار که عهد دوستاری بشکست
می‌رفت و منش گرفته دامان در دست

می‌گفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

ای باد صبح دم، خبر او بیار توآنجا مجال نیست که پیغام ما روده...

از هوا داری بجان جویم نسیم صبح راتا سلامی از من بیدل به دلجو...

سرایی را که صاحب نیست، ویرانی است معمارشدل بی‌عشق، می‌گردد خ...

#حضرت_مولانا حیلت رها کن عاشقادیوانه شو دیوانه شووَنْدَر دل...

🚩 راننده اسنپی که در اوج مستی، خوابی می بیند که باعث علاقه و...

مگر می‌شود از آن یار دست کشید؟وقتی بوی عطرش، چون باد از اسکا...

عزیزترینم اگر کسی می‌توانست مرا نجات بدهد، آن فرد #طــو بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط