{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر

پدر
فقط جان نیست نفسش، جهان است نگاهش.
فقط کلام نیست، کلان است فرمایش و بیانش.
فقط اعتماد نیست بودنش، اقتدار است سایه ش.
فقط مرد نیست، آبرو است، اعتبار است، شرف است نامش.
شکرانه ی کدام نعمت از حضورش را به رسم الخط ادب نگارم که در برابر ساحت مبارک وجودش، از آرایه های بی جمال و کمال خویش، شرمسار نشوم!
پدرم، تو که ذریه ی پاک ایمان و عرفانی،
رخصت بده، بوسه بر پیشانی بلند صبر و صلابت ت زنم؛ پیش پای مرام و معرفتت، زانو بر خاک سایم و با خضوع و خشوع، سر بلندی و افتخار خویش را که موروث سالها زندگی با شرافت و صداقت توست، کرنش کنم.
امروز جهانیان به قداست نام تو، اقتدا می کنند و من تمام قد تو را تعظیم خواهم کرد.
محراب آغوشت، خانه ی امید من است. این خانه با گلخند تو پر نور باد.
دستان همیشه دعا گویت را می بوسم.
دیدگاه ها (۱)

"سوژه" کاش شاعر بودم تا تو را شبیه می کردم به باران، باده، ب...

گاهی باید یه نقطه بزاری. . . باز شروع کنی. . . باز بخنندی....

تنـهایی . . . صــدای آکـاردئـونی ست . . . کـه هـیـچ وقـت نمی...

هنگام آفریدن " تو " خدا فقط به یک چیز فکر میکرد... «به من....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط