chand Party
chand Party:
ماریا: یاااا چخبره من همین الان هم دارم از گرما میسوزم
جیهوپ: چیزی نگو فقط بزار کارم رو کنم (نگران)
ماریا: مگه چیشدهههه؟
جیهوپ: دوباره بدنت سرد شده نمیخوام باز هم تکرار بشه خوب فقط کاری نکن(نگران)
ماریا: باشه
که دیدم جیهوپ رفت و باز بایه تشت دیگه اومد و حوله رو گذاشت توی آب و همینجوری میزاشتش رو دستم صورتم پاهام بدنم که
ماریا: خیلی گرمه حس میکنم انداختنم تو آب جوش
جیهوپ: یکم دیگه صبر کن تموم میشه
ماریا: باشه(کم کم با گرمی حوله و پتو ها خوابم برد و وقتی بیدار شدم دیدم جیهوپ باز هم داره حوله میزاره)
ماریا: اوپا(یکم بیحال)
جیهوپ: چیشده؟(نگران)
ماریا: گرمه خیلی گرمه(بی حال)
جیهوپ: میدونم ولی تحمل کن بدنت دیگه داره از این سردی میاد بیرون فقط یکم دیگه تحمل کن(نگران)
جیهوپ: وقتی بی حالی ماریا رو دیدم ترسیدم که نکنه دوباره بیهوش بشه بخاطر همین از مامان کمک خواستم و مامان هم یه کیسه آبگرم آورد و بالاخره بعد از یک ساعت بالاخره سردی بدنش از بین رفت اما پتو هارو از روش برنداشتم که باز سردی بدنش برگرده
ماریا: یاااا چخبره من همین الان هم دارم از گرما میسوزم
جیهوپ: چیزی نگو فقط بزار کارم رو کنم (نگران)
ماریا: مگه چیشدهههه؟
جیهوپ: دوباره بدنت سرد شده نمیخوام باز هم تکرار بشه خوب فقط کاری نکن(نگران)
ماریا: باشه
که دیدم جیهوپ رفت و باز بایه تشت دیگه اومد و حوله رو گذاشت توی آب و همینجوری میزاشتش رو دستم صورتم پاهام بدنم که
ماریا: خیلی گرمه حس میکنم انداختنم تو آب جوش
جیهوپ: یکم دیگه صبر کن تموم میشه
ماریا: باشه(کم کم با گرمی حوله و پتو ها خوابم برد و وقتی بیدار شدم دیدم جیهوپ باز هم داره حوله میزاره)
ماریا: اوپا(یکم بیحال)
جیهوپ: چیشده؟(نگران)
ماریا: گرمه خیلی گرمه(بی حال)
جیهوپ: میدونم ولی تحمل کن بدنت دیگه داره از این سردی میاد بیرون فقط یکم دیگه تحمل کن(نگران)
جیهوپ: وقتی بی حالی ماریا رو دیدم ترسیدم که نکنه دوباره بیهوش بشه بخاطر همین از مامان کمک خواستم و مامان هم یه کیسه آبگرم آورد و بالاخره بعد از یک ساعت بالاخره سردی بدنش از بین رفت اما پتو هارو از روش برنداشتم که باز سردی بدنش برگرده
- ۲.۹k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط