{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قشنگ ترین اتفاق ...

قشنگ ترین اتفاق part ¹

ا.ت ویو:
داشتم به کارای خونم اینا می‌رسیدم و عشق و حال میکردم چون بالاخره بعد ۲ ماه کار کردن بدون وقفه به روز بهم مرخصی دادن...
مشغول ناهار و فیلمم بودم که تلفنم زنگ خورد...
با دیدن اسم My puppy(توله ی من)لبخندی زدم و جواب دادم:
+الو؟
-سلام خانم پارک...
+علیک سلام توله ی من
-هیییی گفتم منو با اون اسم صدا نکنننن
+مگه من نگفتم بهم نگو خانم پارک؟
-آههه...خیله خب...چطوری ا.ت؟
+اهااا...قربونت به خوبی تو داداشی...
-میگما یه چی بگم سگ نمیشی خواهری؟
+آیییششش...باز چی شده؟
-امروز و باید به یه بیمار سر بزنی...
+مننننن؟؟؟؟
-اره...البته این با بقیه شون فرق داره...
+نگو که مَرده و سادیسم داره و یه روانیه؟
-باریکلا...
+اه... ساعت؟
-الان ساعت ۳:۰۶ تو باید ساعت ۶:۰۰ اونجا باشی...
+برام آدرس بفرست...
-اکیه...فعلا آبجی جونم...
+خداف(قط کرد)
ویو ا.ت:
آیییی بیشعور خر کثافت گاو نفهم الدنگ...
کار که وسط تعطیلات بهم گفته روم قط هم می‌کنه...
بی شرف...
حالا وایسا بریم مشخصات این آقا رو ببینیم...
رفتم روی آدرس زدم آدرس رو سرچ کردم و با احراز هویت تونستم بیمار های سازمان‌مون رو ببینم...
رفتم داخل بخش کار های خودم و بیمار امروزم رو دیدم...
یکی بیشتر نبود که قطعا خودشه...
زدم رو اون لینک و مشخصاتش رو چک کردم:
اسم:جئون جونگکوک
بیماری: سادیسم
جرم:قتل زن ها
احتمال خوب شدن:۶۷% از ۱۰۰%
درحال خوندن بودم که....




اینم پارت یک فیکمونننن...
شرایط:۱۵ تا لایک/۱۰ تا کامنت...
خدایی برای ۷۲ تا فالور شرایط کمه...
دیدگاه ها (۰)

نامجون اخیرا از موزه هنر مدرن لیسبون بازدید کرده و به یکی از...

پسرا به سلامتی به پرتغال رسیدن💝🛐

part 7

ONLY MINE PART 26اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هواسلاید سوم. وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط