ONLY MINE
ONLY MINE
PART 26
اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هو
اسلاید سوم. وسایلی که توی قرار داد وارد باند سو شد
اسلاید چهارم . باند کوک
ا/ت . در رو باز کردم و از مرد پرونده ها رو گرفتم و همین که خواستم در رو ببندم گفت ..
مرد . من پارک سه جین هستن و از طرف آقای جئون اینجام و هواتو دارم
ا/ت . آروم سر تکون داد و در اتاق رو بست نفس عمیقی کشید و پرونده ها رو روی میز گذاشت و نشست
کوک . وارد عمارت شدی ؟
ا/ت . اره
کوک . خوبه
ا/ت . یه سوال ...
کوک . بگو
ا/ت . تو کسی به اسم پارک سه جین فرستادی تا مراقب من باشه؟
کوک. اولا ون برای مراقبت از تو اونجا نیست ون نفوذی منه که ۱سال تو باند سو کار میکنه دومن من بهش گفتم هواسش باشه یه وقت دست گل به آب ندی
ا/ت . نزدیک بود بدم
کوک . چطور مگه؟
ا/ت . وقتی خواستم وارد محوطه بشم گشتنم شانس آورد ردیاب رو پیدا نکردن
کوک . حواستو جمع کن دختر اگه لو بری سه جینم نمیتونه کاری کنه
ا/ت . باشه هواسم هست
کوک . خوبه... برو به کارت برس ببینم چیکار میکنی..... فعلا
ا/ت . باشه ... فعلا
ا/ت . پرونده ها رو باز کردم و شروع به بررسیشون کردم و جزیئاتش رو کامل کردم ...
این طور که اینجا نوشته امشب ساعت ۸ شب یه قرار برای دریافت سلاح توی حاشیه بوسان داریم و بعد دوباره ۳ روز دیگه یه عملیات با باند لی جونگ هه داریم..
۳ روژ دیگه بهترین فرصت واسه جابه جا کردن پرونده ها دارم..
باید به بهونه کار و پرونده های عقب مونده توی باند بمونم ..
و دوباره شروع کردم به برسی پرونده ها و تکمیل کردنشون این مافیا ها هم چقدر کار و دردسر دارناا...
ساعت ۷ گرم چک کردن پرونده ها بودم که کسی در زد
ا/ت . بله ؟
مرد . خانم آقای سو گفتن برین دفترشون کارتون دارن
ا/ت . باشه الان میرم ( آز روی صندلی بلند شدم و یه کش و قوسی به بدنم دادم و از اتاق ومد بیرون و در اتاق سو رو زدم...
سو . بله ؟
ا/ت . ا/ت هستم قربان
سو . بیا داخل ..
ا/ت . چشم ( وارد شد و در رو بست )
سو . بشین ..
ا/ت . چشم ( نشست
سو . پرونده ها رو نگاه کردی ؟
ا/ت . بله چند تاش رو برسی کردم اما هنوز خیلی هاشون مونده
سو . عیبی نداره وقت زیاد داریم .. ا/ت بهت گفتم بیای چون امشب ما قراره یه محموله مهم رو تحویل بگیرم و من میخام تو رو با چند تا از افراد برای تحویل بفرستم
ا/ت . چ... چی.. ؟
ادامه دارد.......
PART 26
اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هو
اسلاید سوم. وسایلی که توی قرار داد وارد باند سو شد
اسلاید چهارم . باند کوک
ا/ت . در رو باز کردم و از مرد پرونده ها رو گرفتم و همین که خواستم در رو ببندم گفت ..
مرد . من پارک سه جین هستن و از طرف آقای جئون اینجام و هواتو دارم
ا/ت . آروم سر تکون داد و در اتاق رو بست نفس عمیقی کشید و پرونده ها رو روی میز گذاشت و نشست
کوک . وارد عمارت شدی ؟
ا/ت . اره
کوک . خوبه
ا/ت . یه سوال ...
کوک . بگو
ا/ت . تو کسی به اسم پارک سه جین فرستادی تا مراقب من باشه؟
کوک. اولا ون برای مراقبت از تو اونجا نیست ون نفوذی منه که ۱سال تو باند سو کار میکنه دومن من بهش گفتم هواسش باشه یه وقت دست گل به آب ندی
ا/ت . نزدیک بود بدم
کوک . چطور مگه؟
ا/ت . وقتی خواستم وارد محوطه بشم گشتنم شانس آورد ردیاب رو پیدا نکردن
کوک . حواستو جمع کن دختر اگه لو بری سه جینم نمیتونه کاری کنه
ا/ت . باشه هواسم هست
کوک . خوبه... برو به کارت برس ببینم چیکار میکنی..... فعلا
ا/ت . باشه ... فعلا
ا/ت . پرونده ها رو باز کردم و شروع به بررسیشون کردم و جزیئاتش رو کامل کردم ...
این طور که اینجا نوشته امشب ساعت ۸ شب یه قرار برای دریافت سلاح توی حاشیه بوسان داریم و بعد دوباره ۳ روز دیگه یه عملیات با باند لی جونگ هه داریم..
۳ روژ دیگه بهترین فرصت واسه جابه جا کردن پرونده ها دارم..
باید به بهونه کار و پرونده های عقب مونده توی باند بمونم ..
و دوباره شروع کردم به برسی پرونده ها و تکمیل کردنشون این مافیا ها هم چقدر کار و دردسر دارناا...
ساعت ۷ گرم چک کردن پرونده ها بودم که کسی در زد
ا/ت . بله ؟
مرد . خانم آقای سو گفتن برین دفترشون کارتون دارن
ا/ت . باشه الان میرم ( آز روی صندلی بلند شدم و یه کش و قوسی به بدنم دادم و از اتاق ومد بیرون و در اتاق سو رو زدم...
سو . بله ؟
ا/ت . ا/ت هستم قربان
سو . بیا داخل ..
ا/ت . چشم ( وارد شد و در رو بست )
سو . بشین ..
ا/ت . چشم ( نشست
سو . پرونده ها رو نگاه کردی ؟
ا/ت . بله چند تاش رو برسی کردم اما هنوز خیلی هاشون مونده
سو . عیبی نداره وقت زیاد داریم .. ا/ت بهت گفتم بیای چون امشب ما قراره یه محموله مهم رو تحویل بگیرم و من میخام تو رو با چند تا از افراد برای تحویل بفرستم
ا/ت . چ... چی.. ؟
ادامه دارد.......
- ۱.۶k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط