{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیخی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکد

شیخی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد..
بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم !
بقیه اش هم همین مزه را می دهد
دیدگاه ها (۱)

روزی جوانی از پیری نصیحت خواست...پیر گفت: ای جوان...!! قرآن ...

الهی هر که تو را شناخت و علم مهر تو افراخت هر چه غیر از تو ب...

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود،مرد مغروری به او رسید و با تکبر...

پادشاهی درویشی را گفت : جمله ای گو که در لحظات غم شادم کند ...

جواب یک نوجوان به این به اصطلاح عاقله زن . متاسفانه اسلام بر...

بچه ها فقط منم یکی که سن اش خیلی زیاده تو ویس(مرد یا زن)فالو...

جایگاه زن در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

🏆 روش تضمینی جایزه گرفتن از فیلم‌ها در جشنواره‌های خارجی🎯 بر...

عاشقانه های شبنم

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

#حکایت_قدیمی "بشنو و باور مكن"شخصی خسیسی براي پنجره هاي خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط