{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- بهم گفت: من کلی به تو بدهکارم .

- بهم گفت: من کلی به تو بدهکارم .
بهش گفتم: پس زودتر بدهیتو صاف کن . .
گفت: فقط تو بگو چه جوری؟!
با خنده گفتم: شوخی بود .
اصرار کرد نه بگو .
چشمامو بستم .
یه سری خاطرات در هم و برهم اومد جلوی چشمم .
همونایی که باعث شد اینی که الان هستم بشم .
فکر کردم بدبختی ماجرا همینه .
بعضی بدهیا هیچ وقت صاف نمیشه . .
وقت و احساسی که تلف شده .
روح و روانی که زخمی شده .
تازه آخرشم مجبوری بگی یه تجربه بود که باید از سر میگذروندم .
چشمامو باز کردم .
بهش گفتم: تو بدهی به من نداری .
اونیکه بدهکاره، منم به خودم .
تویی به خودت . . ))!
دیدگاه ها (۷)

وقتی مریض شدم توقع داشتم همه حواسشون فقط به من باشه! ولی بعد...

کپشنی تو ذهنم نداشتم براش ...ی جاهایی هس ،منی ک زیادی با عکس...

‏چند وقت پیش ما تا صبح باهم بیدار میموندیمو حرف میزدیم و تما...

🎶🖤

ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۷۰۷باید تو اغوشم میبود تا اروم بگیر...

همخونه اجباری... پارت 36."ویو جئون جونگ کوک"یه لحظه...فقط یه...

دختر بد (سناریو جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط