دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم
به من آهسته میگویی " #عزیزم #دوسـتت دارم "

سرم بر شانه ات ، باور ندارم پیش من باشـی
تورا در خواب میبینم بگو یا این که بیدارم ؟

#نوازش می کنی با مهربـانی گونه هایم را
چه #رقصی دارد انگشتت به روی بغض تب دارم

کنار لحظه های تو دو فنجان قهوه می ریزم
اگرچه تلخ ، شیرین است با لبخندِ هَر بارم

کتابی میگذاری روی میزم #مهربان من
و مـی گویی به آرامی که این هم آخرین کارم

غروب شنبه ای دیگر برایم #شعر میخوانی
تمام هفته را من از هوای #عشق سرشارم

تنم خورشید میخواهد کنار ساحل امنت
من از شبهای برف آلوده ی این شهر بیزارم

دلم #ابریست از دست تمام بی تو بودن ها
اگر #باران بیاید باز می آیی به #دیدارم ؟!!!!
دیدگاه ها (۷)

من قدرت حدس زدن احساسات را ندارماگر از من دلخوریبا من حرف بز...

#تلخ و #شیرین های یک #دوستی تمام شده اولین بار که دیدمش عجیب...

گاه می پرسند از من#عاشقش هستی هنوز؟ بی #تفاوت بودنم را#گـــر...

قشنگ از جلو میزنه دیگه ....نامردا از پشت میزنن

هزارمین قول انگشتی را به یاد اور پارت ۷

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط