#تلخ و #شیرین های یک #دوستی تمام شده

#تلخ و #شیرین های یک #دوستی تمام شده
اولین بار که دیدمش عجیب به دلم نشست....
متانتش، راه رفتنش، حرف زدنش ،حتی نحوه سلام کردنش ...
یه چیزی تو نگاهش بود که جذبم می کرد...
بعدها که بهم تزدیک شدیم و حسشو نسبت بمن میگفت میدیدم احساس بین ما یه حس دوطرفه است....
یه #خاطره_خوب و #شیرین
دیدگاه ها (۳)

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

خواستگاری!

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love³³هرچه بیشتر با جانگ...

ترم 7 دانشکده فنی مهندسی بودیمبچه ها میگفتن برای کار پدرش به...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²³ویو اِلا___شلوغ بود.بیش از ...

P13لباشو برداشت . سکوت. چیزی بود که دیده میشد . این بار سکوت...

پارت ۹۸ ☆که یهو عکسشونو دیدم تفنگ بدست زیرشم نوشته بود ۳ تفن...

ترمِ هفتِ دانشکده فني‌مهندسی بودیم ؛بچه‌ها میگفتن برای کارِ ...

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۲۴۴ (⁠♡)خيلي خوشحال بودم که ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط