ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم ما به حرف زشت در گفتا
ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم ما به حرف زشت در گفتار، عادت کرده ایم این مکان مردها و آن مکان بانوان ما به حایل بودن دیوار، عادت کرده ایم... می گذاریم آخر هر جمله « بی معنی »، چرا؟ چون به صحبت های معنادار، عادت کرده ایم... خط قرمز روی شعر و روی شاعر می کشیم ما به بی انصافیِ خودکار، عادت کرده ایم... هر بلایی بر سر ما آمده دیروزی است! ما به مجرم کردن « قاجار »، عادت کرده ایم... « شینِ » خود را می کشد تا این که گردد با کلاس ما به این لحن و به این اطوار، عادت کرده ایم... چندسالی می شود در پرده های سینما ما به عکس رنگی « گلزار »، عادت کرده ایم... بی سوادی، فقر فرهنگی، همه شد ریشه کن! ما به نشر کاذب آمار، عادت کرده ایم... ما به صحبت کردن « دارا » توجه می کنیم چون به آه و ناله ی « نادار »، عادت کرده ایم.... در خبرها آمده من شاعر برتر شدم! ما به خالی بندیِ اخبار، عادت کرده ایم....
- ۵.۵k
- ۰۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط