آنقدر دوستت دارم که

آنقدر دوستت دارم که
یادم نمی آید از کجا شروع شد!
داستان ما نه شروع دارد و نه پایان!
تو یکهو پایت را
همان جایی گذاشتی که باید میگذاشتی...



#ازتوگفتنی
دیدگاه ها (۱)

حفره ای بود پُر از خون وسط سینه ى مـن مهرت افتاد به قلـبم،ضر...

اگر بروم با من می آیی ؟#لازم‌به‌ذکره

| انا نباهی بفاطمه.‌.. #حاج_مهدی_رسولی 🏴 ایام #فاطمیه ۱۴۰۱/۱...

تا آخرین نفس اینجا سپرمشاهد این قیام خون پسرمخودم مدافع حـری...

♥️🍃آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شد!داستان ما...

من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط