{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به درد گریه و دعوا و نفرین ،می خورم

من به درد گریه و دعوا و نفرین ،می خورم

من به درد نقشهای سرد و غمگین ، می خورم

طعم شیرین حضورت را ،غرورت تلخ کرد

چوب عشقم را اگر چه سخت و سنگین ...می خورم

روی پیشانی نوشتت اسم و فامیل من است

چین به پیشانی بیندازی منم چین می خورم

وقت دیدار ت تمام مزه ها گم می شود

قهوه ی تلخم بریزی شهد شیرین می خورم

پا ی لبخند و غم و درد و غرورت مانده ام

درد دل کن من به درد سنگ زیرین میخورم



امیر سهرابی
دیدگاه ها (۳)

مشـــــــتاق فصـــــــل آخــــــرم امـــااز ســــــــردی مهـ...

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت غرق محال می شوم ، غرق دوباره...

یک شهر در هوای تو درگیر استمن از تمام شهر پریشان ترهی دم مز...

گله دارم گله از نحسی اقبال خودممی دوم پشت سر مرگ به دنبال خ...

part one

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط