{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گله دارم گله از نحسی اقبال خودم

گله دارم گله از نحسی اقبال خودم
می دوم پشت سر مرگ به دنبال خودم


من شمردم به سر انگشت خودم سی سال است
داده ام وعده ی امسال به هر سال خودم


چون کلافی که به دندان گره اش باز نشد
چشمت انداخت مرا بازبه چنگال خودم


هیچکس بیشتر از من به خودم راست نگفت
شده ام آینه ی عبرت امثال خودم


سایه ی ظهر تموزم که به هر جا رفتم
شدم از چرخش خورشید ؛ لگد مال خودم


دور تادور مرا این همه دیوار گرفت
کاش یک پنجره هم بود فقط مال خودم


آرزوهایم اگر دورتر از دست من است
میکشم منت پرواز هم از بال خودم


توبه از عشق مکافات خودش را دارد
این منم .. من که شدم باعث اغفال خودم




سعید تقی نیا
دیدگاه ها (۳)

یک شهر در هوای تو درگیر استمن از تمام شهر پریشان ترهی دم مز...

من به درد گریه و دعوا و نفرین ،می خورممن به درد نقشهای سرد و...

مثل رنگ آمیزی گلهای وحشی در چمندامن گلدارتان زیباست با این پ...

تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتیسکوت گریه هایم را شنیدی...

هنوز توی شک باخت پرتقالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط