روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغا
روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در آتش سوزی سوخته و تمام دارایی اش خاکستر شده!
فکر می کنید آن مرد چه کرد؟
خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟؟
او با لبخندی بر لب و دیدگانی پر نور سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا اکنون میخواهی چه کنم؟
مرد تاجر تابلویی بر ویرانه های خانه اش آویخت که روی آن نوشته بود:
مغازه ام سوخت! اما ایمانم نسوخته است! فردا شروع به کار خواهم کرد.
فکر می کنید آن مرد چه کرد؟
خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟؟
او با لبخندی بر لب و دیدگانی پر نور سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا اکنون میخواهی چه کنم؟
مرد تاجر تابلویی بر ویرانه های خانه اش آویخت که روی آن نوشته بود:
مغازه ام سوخت! اما ایمانم نسوخته است! فردا شروع به کار خواهم کرد.
- ۱.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط