{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلــم از نبودنت ڪہ تنگــــ ڪہ عجیب می گیرد

دلــم از نبودنت ڪہ تنگــــ ڪہ عجیب می گیرد
و در سایه فرو مرده این غـــم
بہ پلڪ زدنے
چشمم به آبستن خون می نشیند

این اوج غریبـــانہ درد است
"مے فهمے؟!"



●●●🍃 🍃 🌸
دیدگاه ها (۹)

می گویند آدمهای خوب به بهشت میروند اما من میگویم آدمهای خوب ...

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑ...

به کدام کیش و آیین، به کدام مذهب و دینببری قرار دل را، به سر...

موج با تجربه ی صخره به دریا برگشتکمترین فایده ی عشق پشیمانی ...

تمامِ روز خودم را با هر چیزی سرگرم می‌کنم؛با شلوغی، با آدم‌ه...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط