{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات کهنه اش بغض "بنانم" راشکست

خاطرات کهنه اش بغض "بنانم" راشکست
اشتیاق بوسه اش قفل لبانم راشکست

آمدو درتک تک سلولهایم جان گرفت
وقت رفتن بندبنداستخوانم راشکست

درپی اش دل رابه دریاهازدم امادریغ
دست طوفان قایق بی بادبانم راشکست

سخت بالارفتم اماساده خوردم برزمین
عابری سربه هوازدنردبانم راشکست

باغبانی تکیه گاهم رابریدوبعدازآن
بادی آمدساقه ی تردوجوانم راشکست

دردمن تنهاخماری نیست ازآن بدتراست
ساقی آمدسمتم امااستکانم راشکست
دیدگاه ها (۳)

هر شب یکی دو شعر برایت سروده امانگار بی خیالِ تو هرگز نبوده ...

بی تو اینجا که منم؛ سخت هوا بارانی استدل جدا،ابر جدا، چشم جد...

ﭼﻪ ﺩﻭﺭﻡ ﺍﺯ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺖ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻧﻢ ﺩﻭﺭﯼﭼﻪ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﺗﻦ ﺩﺍﺩﯼ ﺑ...

با من بمان که ساحل آرامشم توییآن کس که در مجاورتش سرخوشم توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط