دیروز رفتم به کلبه تنهایی دوستم سر زدم که الان ساله پیش
دیروز رفتم به کلبه تنهایی دوستم سر زدم که الان 1 ساله پیشمون نیست چقد خوب بود وقتی بود از وقتی که رفته انگار همه ی دلخوشی ها رو با خودش برده...
بعضی وقتا با خودم میگم چقد خوب شد رفتی!رفتی تا پیش خونوادت سر کنی...
ولی وقتی یاد ویسی میفتم که برای هر 18 نفرمون فرستاد بهش لعنت می فرستم چون داغونمون کرد...
چهار دیواریش که با بودنش سرسبز بود الان شده چهار دیواری ای که هر طرفش بوی نم میده و پرده هاش پاره شده و یه زمین که از نشتی آب فرو رفته و یه عکس که هنوزم کنارش یه رمان مشکیه با یه شمع خورده شده...
خدا کنه هیچ رفیقی اینجوری نره هیچ رفیقی حتی رفیقی که بعد مدتها دشمن شد....
بعضی وقتا با خودم میگم چقد خوب شد رفتی!رفتی تا پیش خونوادت سر کنی...
ولی وقتی یاد ویسی میفتم که برای هر 18 نفرمون فرستاد بهش لعنت می فرستم چون داغونمون کرد...
چهار دیواریش که با بودنش سرسبز بود الان شده چهار دیواری ای که هر طرفش بوی نم میده و پرده هاش پاره شده و یه زمین که از نشتی آب فرو رفته و یه عکس که هنوزم کنارش یه رمان مشکیه با یه شمع خورده شده...
خدا کنه هیچ رفیقی اینجوری نره هیچ رفیقی حتی رفیقی که بعد مدتها دشمن شد....
- ۹۰۹
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط