{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دریاچه‌ای بود

چه دریاچه‌ای بود
نگاهت
و من نمی‌دانستم تا کجاها
همراه خنده‌ات
در آن پارو خواهم زد ...
دیدگاه ها (۱)

ایستاده بود گوشه مترو. صندلی خالی شد ننشست. گفتم پدرجان صندل...

درمسیر موفقیتشاید نتوانید خرگوش باشید،اما لاک‌پشت بودنبهتر ا...

زندگی زیباتر میشود...به شرطی که برای یکدیگر آرزوی خوب داشته ...

سلام صبح زیبا تون بخیربراتون یڪ روز قشنگیڪ دل آرامیڪ شادے بے...

می خواهم پروفایلم را آگهی کنم ولی نمی دانم ارزش اش را داره ی...

من تورا می خواهمبه زیر چادر پاک به زیر چادر پاک اتبگیرم از آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط