{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p11

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p11
ویو هیونجین

یکم زیادی خورده بودم و کامل

هوشیار نبودم نگاهی به دور و

برم کردم که ببینم مین دا کجاست

وقتی دیدمش چند تا مرد دور و

برش بودن کنترلمو از دست دادم

و بدون اینکه صبر کنم به سمت مین دا رفتم نمدونم چم شد که

زدم تو دهن طرف که افتاد رو

زمین مین دا رو براید استایل بقل

کردم و بدون گفتن چیزی به

سمت در خروجی رفتم اون تقلا

میکرد و میگفت که بزارم ش زمین

ویو مین دا اومد بغلم کرد و من

از تو شک بودم اخه چرا مگه

چیکار کردم

هرچقدر سعی کردم از بغلش بیام

بیرون نمیشد زورم بهش نمیرسید

( معلومه که نمیرسه😶)

منو به سمت ماشین برد و به لی

سان ( همون د.لی دست راست

هیونجین) گفت درو باز کنه و

منم به لی سان التماس میکردم که

اون به دادم برسه ( یه جورایی با

لی سان صمیمی شده ) اما اون

گفت وقتی ارباب مسته ما در

برابرش هیچی ایم 😑

هیونجین منو گزاشت توی ماشین

و خودشم نشست وقتی ماشین

حرکت کرد با عصبانیت تمام گفت:

بهت گفتم به کسی نزدیک نشی

نگفتم ..داد .. داشتی چیکار

میکردی هااا ...چرا اینقدر لباس

بازی پوشیدی هااا ...مگه کتم رو

ندادم بهت چرا کتمو انداختی

هاااا...

ات. هیونجین اما من من کاری

نکردم اونا بودن که به من نزدیک

میشدن تقصیر من نیست ببخش

منو هیونجین ( نمیدونستم چرا

به لباسی که اونقدرا هم باز نبود

گیر میداد ولی هر چی بود خیلی

عصبی بود )

رسیدیم به خونه که هیونجین

دوباره منو براید استایل

بقل/ بغل ( به خدا من نمیدونم

چجوری نوشته میشه🤦‍♀️)

کرد و منو از ماشین آورد بیرون و

برد به سمت در خونه همه

خدمت کار ها چشم هاشون داشت

از حدقه میزد بیرون و منم داشم

از هیونجین التماس میکردم که

منو بزاره پایین اما اون همچنان با

لجبازی تمام گفت خفه شم و

حرفی نزنم

منو به طبقه بالا برد و به سمت

اتاق خودش برد منو با عصبانیت

انداخت رو تخت و روم خیمه زد و

خم کرد و کنار گوشم زمزمه کرد :

تو مال خودم ی هیچکس غیر من

حق نزدیک شدن به تو رو نداره

تمام تو مال منه ... مال من

( و منی که دارم از شدت ذوق
خفه میشم)

و یهو .....



قراره اسمات ها همیشه تو کامنت ها باشه پس واسه امنیت خودتون و من 😓 بیاین کامنت
دیدگاه ها (۲)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p10اما همه کسایی که او...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره...p9( توی ماشین )هواست به رف...

فصل ۲ پارت ۳ویو سوجیناولاش همچی خوب تا اینکه دیدم اکسم دستشو...

کوک شوهر کینه ایPart49

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط