{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که پاییز به من تاخته

امروز که #پاییز به من تاخته؛
و پنجره‌هایم را گرفته،
نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم.
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم.
به لباس نیاز دارم،
به بارانی؛
و به #تو...
ای ردای بافته‌شده از شکوفه‌ی پرتقال و گل‌های شب‌بو!
دیدگاه ها (۱)

لشگر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می شود میتواند ،لشگر شیرا...

موفقیت سه بار رخ می دهد:یکبار در دلت وقتی می خواهییکبار در ذ...

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

پارت ۶۴ویو صبح جیمین چشماشو باز میکنه و اولین چیزی که میبینه...

تقدیم به جانانم:😍🧿❤جان و جهان من، روزها، لحظه ها و ثانیه های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط