پس خداي را كه آفريده دستان معجزه گر او بود با انديشه خويش
پس خداي را كه آفريده دستان معجزه گر او بود با انديشه خويش وا نهاد و
دستان خداي آفرين خود را كه سلاح پادشاهي او بودند به درگاه او گسيل كرد به گدايي نياز و بركت. كفران نعمت شد و دستان توهين شده آدمي را لعنت كردند چرا كه مقام ايشان بر سينه نبود به بندگي . و تباهي آغاز يافت... شاملو
دستان خداي آفرين خود را كه سلاح پادشاهي او بودند به درگاه او گسيل كرد به گدايي نياز و بركت. كفران نعمت شد و دستان توهين شده آدمي را لعنت كردند چرا كه مقام ايشان بر سينه نبود به بندگي . و تباهي آغاز يافت... شاملو
- ۴۸۳
- ۱۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط