{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای تو می سوزد، که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر

دلم برای تو می سوزد، که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می کنی اگر اتاق ها گوشه نداشته باشند با تنهایی ات چه کنی؟ برای خودم، که این شب ها تا به تو فکر می کنم حلقه ای دستِ چپم را پیر می کند و تاریکی این خانه اگر کفاف پنهان کردن اشک‌هایم را ندهد، چه کنم؟ برای او که این شب ها بیشتر اگر روزنامه نخواند، چه کند؟ دلم می سوزد و شما، آقای محترم! شما که چه نسبتی با این خانم دارید!؟ این زن میان تمام نسبت های خودش گیر کرده‌ست مثل کوه نوردی مرده، میان کوه و دره گیر کرده‌ست و آنکه از سقوط به اعماق درّه نجاتش می دهد، مگر چند سال با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟
دیدگاه ها (۱)

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

سحر قریشی

قبــ ـل از قضاوت "من" چشمهایــ ـت را ببند و عمـــ ـیق نفس بک...

سلامتی مادری که: هم مادر بود، هم پدر !!!!! هم مریض بود، هم س...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

هر روز با نبودنت کنار میام،اما دلم هنوز گیر توئه،مثل زخمی که...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

عاشقانه های شبنم

‏🐺[۰۱:۰۸ به وقت ژاپن]من تو دردسرم...اغلب شب‌ها دلم می‌خواد ی...

#طُ ] از آن اتفاق‌هایی هستیکه آدم برایشاندلیل پیدا نمی‌کند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط