{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر هایمان از کاه بود تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری میشیدیم با وجود سوز وسرمای شدید ریز علی پیراهنش را میدرید کاش میشد باز کوچک میشدیم
دیدگاه ها (۱)

سحر قریشی

...'

دلم برای تو می سوزد، که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می ...

قبــ ـل از قضاوت "من" چشمهایــ ـت را ببند و عمـــ ـیق نفس بک...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در کودکي پاکن هايي ز پاکي داشتيم يک تراش سرخ لاکي داشتيم کيف...

در کودکي پاکن هايي ز پاکي داشتيم يک تراش سرخ لاکي داشتيم کيف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط