{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب سر میز شام به یاد تو افتادم...

دیشب سر میز شام به یاد تو افتادم...
بی اختیار اشک در چشمانم حلقه زد....
همه بهت زده به من نگاه کردند....
لبخندی زدم و گفتم :چقدر داغ بود
دیدگاه ها (۵)

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

پارت ۴ساعت ۷ و ۵۶ دقیقه ی صبح فردا_جونگکوک:از دیشب بود که نخ...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

____[The Forbidden Crossing]____

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط