part10
part10
پدر جونگکوک با لایلا اومد داخل عمارت و وقتی ات رو دیدن کنار جونگکوک انگار رنگ از سر و رو شون پرید
(پدر جونگ کوک با این علامت !
لایلا با این علامت ¿)
!جئون جونگکوککک ( با داد وحشتناک ، این پدر جونگ کوک ، جونگ ایل هستش )
وقتی جونگ ایل اون داد رو کشید ات از ترس رفت تو بغل کوک
بعد
لایلا با عشوه کیفش گذاشت روی میز کنار در
¿ معرفی نمیکنی کوکی جونم ( با عشوه خیلی حال به هم زن )
+ ایشون نامزد زیبام جئون ات هستن.
- سلام
اجوما اومد گفت ارباب میز رو چیدیم
+ اوک ، بفرماید بشینید آقای جئون جونگ ایل
بعد جونگ کوک دستشو گذاشت پشت کمر ات و اونو برد کنار خودش نشوند بعد لیلا رو به روی ات نشست دندوناشو محکم روی خودش فشار میداد
آن در گوش کوک گفت
- جونگکوک لایلا چش شده دندونش الان میشکنه
جونگ کوک آروم گونه ات رو بوسید
ات گونش گل انداخت
+ ولش کن بهش محل نده
+ ب...با...شه
لایلا با حرص غذاشو کوفت کرد
جونگ ایل یهو گفت
! چند وقته که ازدواج کردین
+یک سال
! نوه ندارم ؟
+ هنوز نه زوده .....
پدر جونگکوک با لایلا اومد داخل عمارت و وقتی ات رو دیدن کنار جونگکوک انگار رنگ از سر و رو شون پرید
(پدر جونگ کوک با این علامت !
لایلا با این علامت ¿)
!جئون جونگکوککک ( با داد وحشتناک ، این پدر جونگ کوک ، جونگ ایل هستش )
وقتی جونگ ایل اون داد رو کشید ات از ترس رفت تو بغل کوک
بعد
لایلا با عشوه کیفش گذاشت روی میز کنار در
¿ معرفی نمیکنی کوکی جونم ( با عشوه خیلی حال به هم زن )
+ ایشون نامزد زیبام جئون ات هستن.
- سلام
اجوما اومد گفت ارباب میز رو چیدیم
+ اوک ، بفرماید بشینید آقای جئون جونگ ایل
بعد جونگ کوک دستشو گذاشت پشت کمر ات و اونو برد کنار خودش نشوند بعد لیلا رو به روی ات نشست دندوناشو محکم روی خودش فشار میداد
آن در گوش کوک گفت
- جونگکوک لایلا چش شده دندونش الان میشکنه
جونگ کوک آروم گونه ات رو بوسید
ات گونش گل انداخت
+ ولش کن بهش محل نده
+ ب...با...شه
لایلا با حرص غذاشو کوفت کرد
جونگ ایل یهو گفت
! چند وقته که ازدواج کردین
+یک سال
! نوه ندارم ؟
+ هنوز نه زوده .....
- ۳۱۵
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط