مرس از صباااااااااا جونمممممممعشقممممممممممکه
مرسيييييييييي از صباااااااااا جونممممممم(عشقمممممممممم)که منو به این چالش دعوتيد(^__^)
۱:اعتراف میکنم تو کلاسمون داشتم با دوستم تانگو میرفتم یه دفعه مدیر اومد دیدمون ولی هیچی نگفت:/
۱.بابام یه بار میخواست مسواک بزنه اشتباهي با مال من زد:O
۳:یه بار خواستم به دوستم تقلب برسونم آنقدر خندیدم معلم ديدمون⊙﹏⊙
۴:خيلي می خندم!زودم گریه میکنم به طور کلی خیلی خلم:/
۵:عاشق تمام دوستامم مخصوصا تو ویس:)
۶:بچه بودم یه کوچولو خجالتی بودم ولی الان خوب شدم:)
دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه !دعوت میکنم از وحيد'مریم'و......بازم مرسی از دوست گلممممممم صبا
آها ی اول سال که مدرسه رفتم مدیر فکر کرد ابرو برداشتم ولی فهمید مدل ابرومه ://بعدم من آنقدر گریه کردم به خاطر شانس گندم
۱:اعتراف میکنم تو کلاسمون داشتم با دوستم تانگو میرفتم یه دفعه مدیر اومد دیدمون ولی هیچی نگفت:/
۱.بابام یه بار میخواست مسواک بزنه اشتباهي با مال من زد:O
۳:یه بار خواستم به دوستم تقلب برسونم آنقدر خندیدم معلم ديدمون⊙﹏⊙
۴:خيلي می خندم!زودم گریه میکنم به طور کلی خیلی خلم:/
۵:عاشق تمام دوستامم مخصوصا تو ویس:)
۶:بچه بودم یه کوچولو خجالتی بودم ولی الان خوب شدم:)
دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه !دعوت میکنم از وحيد'مریم'و......بازم مرسی از دوست گلممممممم صبا
آها ی اول سال که مدرسه رفتم مدیر فکر کرد ابرو برداشتم ولی فهمید مدل ابرومه ://بعدم من آنقدر گریه کردم به خاطر شانس گندم
- ۲.۸k
- ۰۲ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط