دلم به حال پسرک سوخت! وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن.

دلم به حال پسرک سوخت! وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن... خندید و گفت: خیالت راحت مثل روزگارم سیاهش میکنم! به یاد نیازمندان باشیم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

ترکم نکن

برده عمارت جئون

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

خواستم بگم ۵ روز دیگه سالگرد سولیه

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت 42 | دوباره کنار همیک سال گذشت...آرا حالا خیلی تغییر کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط