{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 40🌼

پارت 40🌼

شوگا: این جونگکوک و تهیونگ چرا اینقدر حرف میزنن سردم دارع میپوکه

ایلین: نمیدونم سر درسا جرشونه تهیونگ میگه چرا همش باهاش چت میکنی جونگکوک هم میگه چیزی نیس

نامجون: الحق هنوز بچه هستن

جونگکوک: من بچه نیستم

شوگا: هیونگ ارع واقعا بچه هستن

تهیونگ؛من بچه نیستم

ایلین: اوکی شما عاقل ترین ادمای جهانین
من الان باید به مامان و بابام بگم ک خانوادت قبول نکردن

شوگا: باشه بهشون بگو اما اصلا ناراحت نباش ما باهم میتونیم به خیلی چیزاا برسیم

ایلین: اهمم💜
مامان بابا باید یچیزی بهتون بگم
&بگو دخترم شوگا حالاش خوبه

ایلین: ارع شوگا خوبه
اما یه موضوع دیگه هست مامان و بابای شوگا قبول نکردن و منو نمیخوان و شوگا باهاشون. مخالفت کرد و تصمیم دارع که ما خودمون تنهایی هم میتونیم ادامه بدیم

+دخترم تو نگران نباش حتما مشکل از اونا هست شوگا راس میگه شما دوتا باهم به خیلی چیزا میرسید ما هم پشتتون هستیم

ایلین: مرسی ک کنارم بودید و حمایتم میکنید الانم میخوام یه خبر دیگه بهتون بدم

جیمین: باز چه خبری داری از وقتی تو امدی خیلی خبرا داریم میشنویماا😂

ایلین: اهممم خوب من الان که دارم خاننده میشم میخوام اولین کنسرتم و اولین اهنگم داخل ایران باشه و ایران ازدواج کنم

تهیونگ: اهم اهم چییی

جونگکوک: ما میدونیم که این واقعا غیره ممکنه و نمیشع

نامجون: اگه اینجور بود عالی بود ولی واقعا نمیشه

شوگا: عشقم میدونم دوست داری ارمی ها رو به هر روش شده خوشحال کنی ولی خودت که شرایط ایرانو میدونی.... 😏
دیدگاه ها (۱)

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³³/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۷----------------------------------------⭐🌕...

part 65تهیونگ« من خودمم هنوز که هنوزه تو شکم»جین« وایسا ببین...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒 وسط برگه از شدت فشار مداد مشکی سوراخ ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط