{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه چیزا که شنیدم،چه چیزا که دیدم،و چه مردونه و صمیمانه وا

چه چیزا که شنیدم،چه چیزا که دیدم،و چه مردونه و صمیمانه وایسادم،ولی هیچ وقت نفهمید،الان دیگه نیستم،نمیخام احساسم عروسک باشه تو دست اینو اون
دیدگاه ها (۳)

واقعا باید یه تکونی به خودمون بدیم...بیایین واقعی زندگی کنیم

کنارت نشسته اما دل اون جای دیگسهمه دنیات ولی دلش تو دنیای دی...

نزارین حرمت حضورتون شکسته بشه،هرجایی بود و نبودتون مهم نبود،...

عصر پاییزی که با دیوان پروین دیدمتمحو اشعارش،نفهمیدی چه موقع...

قدیما ما خیلی پشت بوم خونمون کباب درست میکردیمو همیشه بابام ...

من دارم برات می‌نویسم ولی تو الان داری با اون چت می‌کنی می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط