{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم یه جوجه داشتم 

بچه که بودم یه جوجه داشتم 
خیلی دوسش داشتم
فکر میکردم اونم خیلی دوستم داره ...
هرجا میرفتم دنبالم میومد!
یه روز دوستم اومد خونمون،یکم بهش غذا داد
شروع کرد دنبال دوستم راه رفتن ...
دوستم که رفت
از بالا پرتش کردم پایین
جوجم مُرد!
خیلی ناراحت شدما ...
ولی جوجه ای که با چارتا دونه منو فراموش کنه رو نمیخواستم!
هنوزم این اخلاقمو دارم
یا یه چیز مال منه
یا تو زندگیم" هیچ" جایی نداره ...
‌┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۱)

هوا خیلی سرد بودداشت بارون میزدتا از در خونمون برسم به ماشین...

هیچ وقت نمیذاشت چیزی تو دستم باشهبهار که میشدباهام که راه می...

جانا...❤من باشم و تو باشی و باران،چه دیدنیستبی چتر،حس پرسه ز...

چند وقت پیش در یک مهمانی،یکی از مهمان ها پس از اتمام مکالمه ...

ا/ت خوراکی ها رو خورد و بعد گفت:امممم جیمین+جانم_میگم تو اکس...

پارت پنچم🔥عشق ابدی ما🔥شدو: 😳.... ام خواهش😊😅 ام سونیک از نظرم...

پارت 21 عضو هشتم بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط