{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کمی پنجره به رویم بگشا

کمی پنجره به رویم بگشا
من از هجوم این همه دیوار
یخ زده ام
در سکوت سایه ها
از انتظار وعده های دیدار
از وحشت صیاد های خاموش
از فریادهای در خود شکسته
از دست دلم
که فرار باید بکنم
من مانده ام
در هیاهوی ثانیه های بی ساعت
دلتنگیم را قدم می زنم
روی ردپای تو
در هوای تو
که چه بی انتها و طولانیست
دیدگاه ها (۲)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۳: بیداری در قلمرو تاریکیسرم مثلِ یه پتک...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط