از منظره ات عکس به تعداد گرفتم

از منظره ات عکس به تعداد گرفتم
از هرچه به جز چشم تو ایراد گرفتم!

من سارق یک مثنوی از چشم تو بودم
دزدیدم و هی " دست مریزاد" گرفتم

در برکه ی آغوش تو لغزیدم و ناگاه
از پیرهنت ماهی آزاد گرفتم!

خطّاط نبودم؛ به تماشات نشستم...
از خطّ ِ دواَبروی خودت یاد گرفتم

رفتی و من از پستچی ِ تازه ی تقدیر
هر نامه ی گنگی که نشان داد، گرفتم

از آذر دستان من امروز رها شد
آن دست که در گرمی مرداد گرفتم

باد آمد و برداشت تورا، حقّ من این بود!
باید بدهم هرچه که از باد گرفتم...

#محمد_علی_نیکومنش
دیدگاه ها (۱)

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 16جونگکوک برگشت به س...

لبخند تو مانند عسل بود همیشهابروی تو مضمون غزل بود همیشههر م...

لبخند تو مانند عسل بود همیشهابروی تو مضمون غزل بود همیشه هر ...

شعر

نادر جباری

یا پای همان سفره که گفتی بنشانمیا بیشتر از پیش به پیشت نکشان...

السلام علیک یاامیرالمؤمنین یاعلی بن ابیطالب

اسامه جوشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط