پارت دوم
💚پارت دوم💚
دراکو:افتخار میدی بانوی من بشی؟
ا/ت:خب..ب..باشه.
دراکو:پس...
و سرت رو گرفت و اروم خودش رو
بهت نزدیک کرد و محکم لبش رو
روی لبت گذاشت
(ای خدااا🥺)
و براید استایل بغلت کرد و
به سمت اتاق شخصیش
برد و گذاشتت روی تخت
و روت خیمه زد
ا/ت: چی کار ..میکنی؟
دراکو:خودت خوب میدونی دارلینگ
و دوباره بوسیدت و بعد
۱۰ دقیقه جدا شد تا نفس بگیره
دراکو:اشتباه بزرگی کردی که قبولم کردی
ا/ت:خب دوست داشتم
دراکو:خب دارلینگ،از یک تا ۱۰۰ یکی رو
انتخاب کن
ا/ت:۲
دراکو:دو ساعت دیگه کارم تموم میشه
ا/ت: چی میگی،یعنی...
دراکو:درسته دارلینگ
و بوسیدت و در همین حال لباست رو در می اورد
و.....
خودتون تصور کنید دیگه،من منحرف نیستم😊(دروغ بسیار بزرگ😑)
دراکو:افتخار میدی بانوی من بشی؟
ا/ت:خب..ب..باشه.
دراکو:پس...
و سرت رو گرفت و اروم خودش رو
بهت نزدیک کرد و محکم لبش رو
روی لبت گذاشت
(ای خدااا🥺)
و براید استایل بغلت کرد و
به سمت اتاق شخصیش
برد و گذاشتت روی تخت
و روت خیمه زد
ا/ت: چی کار ..میکنی؟
دراکو:خودت خوب میدونی دارلینگ
و دوباره بوسیدت و بعد
۱۰ دقیقه جدا شد تا نفس بگیره
دراکو:اشتباه بزرگی کردی که قبولم کردی
ا/ت:خب دوست داشتم
دراکو:خب دارلینگ،از یک تا ۱۰۰ یکی رو
انتخاب کن
ا/ت:۲
دراکو:دو ساعت دیگه کارم تموم میشه
ا/ت: چی میگی،یعنی...
دراکو:درسته دارلینگ
و بوسیدت و در همین حال لباست رو در می اورد
و.....
خودتون تصور کنید دیگه،من منحرف نیستم😊(دروغ بسیار بزرگ😑)
- ۳۲۶
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط