{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P33

ویو نینا
©وایییی لانا ساکت باششش
بیا با سوجون بازی کن
$من مامانمو میخامممم
¥ببین لانا بیا با تفنگ من بازی کن مامان بابا بعداً میان
$نمیخامممم میخام برم پیش مامان و بابا
©ببین لانا کارتون مورد علاقت داره میدهه
$ها؟
©بیا ببین
$خیلی خب باشه ولی من هنوز یادم نرفته هااا
©باشه باشه بیا
یهو صدای زنگ در اومد
سوجون:بابایی اومدددد
بدو بدو رفت درو باز کرد
سوجون:عه خاله شمایینن
+اره عزیزم
©شما چرا برگشتید؟
-یه مشکلی پیش اومد
©چه مشکلیی؟
+راستش..
$ماماننن
لانا بدو بدو اومد تو بغل هانا
+عزیزمم
-پس بغل بابایی چی؟
و بعد پرید بغل جانگکوک
جین وو هم اومد هردوشونو بغل کرد
+خوبی پسرمم
¥اره مامان دلم برات تنگ شده بود
+من بیشتر عشقم

ویو هانا
مینهو ام اومد
بعد اینکه همه چیزو برای نینا و مینهو تعریف کردیم از تعجب شاخ در آورده بودن
-اوه جک زنگ زده
+ببین چی میگه
-الو؟
.........
ـخب
.........
-میدونستم کار خود حروم زادشهههه
..........
ـخیلی خب ببرینش تو انبار
..........
ـ فعلا
+چی گفت؟
-او سون جه همونی بود که بهت پیام های تهدید آمیز میداد
©پیامهای تهدید آمیز؟
+اره از چهاسال پیش
مینهو:پشمام،از اولم حس خوبی بهش نداشتم
-باید بکشمش
+نه اینکارو نکن
-اونوقت چرا؟
+اون مریضه،سادیسم داره
مینهو:پس اگه اینطوریه ممکنه کاراش دست خودش نباشه
+اره
دیدگاه ها (۳)

P34

35

P32

P31

your dream part : 2

بابایی{طابع قوانین ویسگون}& من معذرت می‌خوام اگه صبح ناراحتت...

بابایی{طابع قوانین ویسگون}ویو جین:با صداهای عجیبی از خواب بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط