{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از رنجی خستهام که از آن من نیست

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست

با نامی زیسته‌ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته‌ام که از آنِ من نیست
دیدگاه ها (۸)

گفته بودند که عاشق بشوی می میریاولین تجربه ام بود ، چه می دا...

از همان جا که رسد دردهمان جاست دوا...

مهم نیست کهشانه‌هایت تجسم است، و آغوشت خیال... همه‌ی یادت ای...

پاییز رنگ هایش را به تو داد و دلتنگی هایش قلب مرا بوسید...✎

گاهی وقتا آدم خسته نمی‌شه… ته می‌کشه.یه جوری که حتی نفس‌کشید...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط