{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظهور ازدواج )

ظهور ازدواج )
پارت ۷۱

با تعجب ریز و ذوق زل زدم به گوشي نو و خوشگل کنارم که بهم چشمك ميزد ولي برش نداشتم و بعد گنگ خودش نگاه کردم. چرا اینکارو کرده به چرا برام گوشی خریده؟ خیره به تلویزیون خاموش جدي و تلخ گفت
جیمین :نمیخواستم بشکنه.. اتفاقي دستم بهش خورد..
پس اونقدرها هم عوضي نبود..عمدي نشکونده بود.. فقط زبونش تلخه و نمیخواد کم بیاره.. اختیار لبخند باريكي رو لبم اومد.
ياد لباسهاي زنونه تو اتاقم افتادم و اروم گفتم
الا : يه سري وسیله تو اتاقمه چیکارشون کنم؟ اگه مال کسیه بگو بیاد
ببره..شاید بخوادشون.. گنگ گفت
جیمین : چیه؟
الا: يه سري لباس زنونه تو کمده..
کلافه صورتشو تو هم کشید و گفت
جیمین : اهان..مال خواهرمه..خيلي وقت پیش چند روز مونده بود اونا رو
کلافه صورتشو تو هم کشید و گفت
جیمین :اهان..مال خواهرمه..خیلی وقت پیش چند روز مونده بود اونا رو خرید که بپوشه ولی نشد بمونه و رفت..اصلا یه بارم
نپوشید گمانم اگه اندازه ات میشه مال تو.. با خشم گفتم
الا : من به لطف و صدقه شما نیاز ندارم... کلافه و با حرص گفت
جیمین : يك سال خرج و لباس و خوراکت با منه..باید لباس بخري که..اونا تازه و دست نخورده است. لطف نکردم بهت میگم بی استفاده است ميخواي بردار..نمیخواي برندار..
دست کرد تو جیبش و سيگاري درآورد و گذاشت گوشه لبش و دست تو جیبش کرد تا فندک در بیاره خون خونمو میخورد
از سیگار متنفر بودم. متنفر سیگارشو روشن کرد که با نفرت دستمو تکون دادم تا دود رو کنار بزنم و دندونامو به هم فشردم و تلخ گفتم
الا :به بو و دود سیگار حساسیت دارم.. حالم بد میشه..
اونم تلخ گفت
جیمین: منم همین طور.. واه.. زل زدم بهش و اروم گفتم
الا : براي زندگي مسالمت آمیز بهتره
حقوق هم دیگه رو رعایت کنیم.. بلند شد و سیگارشو تو جاسیگاری پر روي ميز تلويزيون خاموش کرد و دودش رو فوت کرد بیرون و جدي گفت
جیمین : خواستم لب پنجره میکشم..
چه عجب پس. در این حدها شعورش ميرسه. و یه سرفه شدید زد.به پاش نگاه کردم. به نظر خوب بود. باندش تمیز بود و دمپايي پوشيده بود.
اروم گفتم
الا : یه چیز دیگه... وایستاد..
دستم رو جلوش گرفتم و گفتم
الا : کلید بالکنم.
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت 187نگاش کردم. جدي قاشق رو اورد جلوي دهنم نخوردم و...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

کپشن مهمه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط