{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد ,

برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد ,
دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد ...

#علیرضا_خان_آذر
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﻫﻨوزﮔﺎﻫﯽ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...

اینکه بخواهی اشاینکه بخواهدتو قسمتِ هم نباشیدبدترین پایانِ ب...

پاییز جان؛ مهرت که به ما نرسیدآبانت هم به غم گذشتدوست داری آ...

آرزو می کردم تو را در روزگار دیگری می دیدم روزگاری که گنجشکا...

در اخر لباس های پوشیدش نجاتش نداد... •••••#کیپاپ #بلک_پینک #...

🍃من به رازِ سبزِ جنگل پی بردمکه هر برگ، دنیایی از اسرار دارد...

یک شاخه گل سپید تقدیم تو باد ..رقصیدن برگ بید تقدیم تو باد ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط