ات : ب تو چ ک من کجا بودم !
ات : ب تو چ ک من کجا بودم !
جیمین : ب من چ ؟ من برادرتم و باید بدونم چ غلطی میکنی
ات: برادر؟ تو ؟ تو با مادر عوضی تر از خودت امدی تو زندگی من و زندگی منو ب خاک سیاه کشیدی بعد طلب برادری کنم؟
جیمین : حرف دهنت رو بفهم ات وگرنه
ات : وگرنه چی میخوای چ غلطی کنی مثلا؟
ویو جیمین
انقدر رو مخ من را میره ک من کنترل کنم و از دستم در رفت و یکی زدم تو صورتش
ویو ات
داشتم حرص میخوردم ک یک دستی محکم خورد تو صورتم دیگه طاقت بی احترامی بیشتر نداشتم پس از خونه زدم بیرون
انقدر عصبانی بودم ک یادم رفته گوشیمو بیارم
جیمین : چ کار کردم حتی گوشیش هم رو نبرد
جونگکوک : جیمین چ شده صداتون تا بالا میومد
جیمین: هیچی بحث مون شد
ویو ات
نشسته بودم روی ک صندلی ک ماشینی با شیشه ای مشکی جلوم صندلی وایساد
شیشه ماشین رو ک کشید دیدم جونگکوک
ات: تو هم عین داداشم عوضی ای من با تو هیجا نمیام
جونگکوک : از کجا میدونی مگه رفتار منو زیر نظر داشتی؟
ات: من؟ ن چرا باید همچین کاری کنم
جنگکوک : اخه فکر کردم عاشق زیبایی ایم شدی !😅
ات : اعتماد ب سقف تو قربون
جونگکوک: حالا میای بالا یا ن؟ پیش جیمین نمیبرمت قول میدم
ات : قول ؟ اگه ببری دیگع باهات کاری ندارم
(جونگکوک و ات همو میشناسن یعنی تو دوستای جیمین با جونگکوک حرف میزنه و کنار میاد )
جونگکوک : باشه بچه
جیمین : ب من چ ؟ من برادرتم و باید بدونم چ غلطی میکنی
ات: برادر؟ تو ؟ تو با مادر عوضی تر از خودت امدی تو زندگی من و زندگی منو ب خاک سیاه کشیدی بعد طلب برادری کنم؟
جیمین : حرف دهنت رو بفهم ات وگرنه
ات : وگرنه چی میخوای چ غلطی کنی مثلا؟
ویو جیمین
انقدر رو مخ من را میره ک من کنترل کنم و از دستم در رفت و یکی زدم تو صورتش
ویو ات
داشتم حرص میخوردم ک یک دستی محکم خورد تو صورتم دیگه طاقت بی احترامی بیشتر نداشتم پس از خونه زدم بیرون
انقدر عصبانی بودم ک یادم رفته گوشیمو بیارم
جیمین : چ کار کردم حتی گوشیش هم رو نبرد
جونگکوک : جیمین چ شده صداتون تا بالا میومد
جیمین: هیچی بحث مون شد
ویو ات
نشسته بودم روی ک صندلی ک ماشینی با شیشه ای مشکی جلوم صندلی وایساد
شیشه ماشین رو ک کشید دیدم جونگکوک
ات: تو هم عین داداشم عوضی ای من با تو هیجا نمیام
جونگکوک : از کجا میدونی مگه رفتار منو زیر نظر داشتی؟
ات: من؟ ن چرا باید همچین کاری کنم
جنگکوک : اخه فکر کردم عاشق زیبایی ایم شدی !😅
ات : اعتماد ب سقف تو قربون
جونگکوک: حالا میای بالا یا ن؟ پیش جیمین نمیبرمت قول میدم
ات : قول ؟ اگه ببری دیگع باهات کاری ندارم
(جونگکوک و ات همو میشناسن یعنی تو دوستای جیمین با جونگکوک حرف میزنه و کنار میاد )
جونگکوک : باشه بچه
- ۱۵.۲k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط