{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
توی بار مست مست یودم ک ناگهان پسری دست منو گرفت کشید بغل خودش تو حال هوای خودم بودم ک حس کردم داره نزدیک تر میشه بهم ی ذره خودمو جمع و جور کردم تا ب خودم بیام و از دستش خلاص بشم اما اون از من قوی تر بود
ویو پسره:
وای چ خانم س.ک.س و جذابی بیا باهم حال کنیم خوشمیگذره قطعا
ات : ولم کن پسره عوضی ولم کن
در تغلا خلاص شدن بودم ک کسی رو کنارم حس کردم آشنا میومد ولی من یادم نیمود
ویو جیمین:
داشتم با پسرا ک بقیه حرف میزدم و کمی هم ویسکی خورده بودم ولی مست نبودم ک ناگهان جونگکوک زیر گوشم گفت ک اون خواهرت نیست ک من مثل برق گرفته ها بلند شدم دیدم ی پسره دست ات رو گرفته ول نمیکنه و اتم در تلاش از دستش خلاص بشه
جیمین رفت جلو و ات رو از اون پسره خلاص کرد و ۲ تا مشت نثارش کرد جیمین برگشت سمت ات ک دید ات بیهوش شد و افتاد بغلش
ات ویو :
بعد دیدن اون صحنه انگار دنیا دور سرم چرخید و بعدشم سیاهی
صبح روز بعد ات توی عمارت بیدار شد
(جیمین جدا از ات و خانواده زندگی میکنه و اینکه جیمین با اعضا توی ی عمارتن)
با خودش هرچی فکر کرد اصلا متوجه نشد ک چطوری سر از اینجا در آورده با صدای در از فکر هاش امد بیرون
اجوما: خانم بیاید صبحانه اقای صداتون زدن
ات: باش الان میام
ویو ات
تا جایی شو یادم امد ک ولی کامل ن ولی الان باید غر و داد بیداد های جیمین رو گوش کنم
بعد از دستشویی و کارای لازم ب پایین رفتم
درست صندلی رو ب روی جیمین نشستم بقیه هم بودن ولی فقط نگاه های ترسناک جیمین رو رو خودم حس کردم
ویو جیمین
درسته برادر تنی نیستم ولی خوب ی ربطی ب من داره و پدر اونو ب من سپرده
جیمین :
اونجا چی کار میکردی و واسه چی انقدر مست کردی
ات : .....
دیدگاه ها (۲)

ات : ب تو چ ک من کجا بودم ! جیمین : ب من چ ؟ من برادرتم و با...

moon and 🌟 star پارت ۱ من ات هستم دختری ک در سن نوجوانی مادر...

معرفی ژانر عاشقانه مافیایی ترسناک شخصیت ها :( جونگکوک ،ات ، ...

جونکوک پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط