{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🐾⁦🧚🏻‍♂️⁩این کتاب در واقع خاطرات روزانه‎ی نویسنده طی یک سا

🐾⁦🧚🏻‍♂️⁩این کتاب در واقع خاطرات روزانه‎ی نویسنده طی یک سال است؛ خاطرات یک کتابفروش به زبان طنز نوشته شده و خواندن‌ آن برای هر کسی می‌تواند جالب باشد.
شان بایتل در ویگتون، فروشگاه کتابی را اداره می‌کند که بزرگ‌ترین فروشگاه کتاب دست‌دوم اسکاتلند است. از نظر او، مشتریِ رؤیایی مجموعه‌داری است که دویست پوند کتاب‎شعر مصور می‌خرد؛ مشتری خوب کسی است که حتی اگر یک کتاب بخرد، سرِ قیمتش چک‌وچانه‎ای نمی‌زند. مشتری بد چیزی نمی‌خرد یا بدون این‌که خجالت بکشد، قیمت‌های کتابفروشی را با قیمت‎های آمازون مقایسه می‌کند، و مشتری‌هایی هم هستند که اصلاً مشتری نیستند، مثل آن‎هایی که منتظرند تا داروخانه‌ی سر خیابان نسخه‌‌شان را آماده کند.
.

«یکی از سرگرم‌کننده‌ترین کتاب‌خاطراتی که خوانده‌ام.»
ـ دوایت گارنر، نیویورک‌تایمز
.

«در نگاه اول شاید سخنان طنزآمیز این راویِ نه‌چندان خوش‌خلق روایت نوعی زندگی باشد که همه‎ی شهرنشینان آرزویش را دارند، یعنی زندگی‌کردن بیرون از شهرهای بزرگ؛ اما زیر پوست طنز هوشمندانه‌اش، درست مثل بهترین‌ طنزهای دنیا، خشمی آرام می‌جوشد.»
ـ لوسی شولتز، گاردین🔥🌙
دیدگاه ها (۱)

چگونه رنجی را که نمی‌توانیم درمان کنیم به دوش بکشیم❓جورنالی ...

هر کسی آزادی‌اش را به چیزی می‌فروشد و از نگاه #کامو آن‌‌کس ک...

🧃📚«گمشدگان ژاپنی» نه تنها داستان عده‌ای از مفقودین در دهه‌ی ...

⁦🧘🏼⁩«مردم مشوش» از پرخواننده ترین رمان های این روزهای دنیاست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط