my snow ❄
my snow ❄
#my_snow
PT 3
ویو کوکی:
ات رفت تا وسایل بیاره و من چشم های زیبامو صرف انالیز کردن خونه کردم.(جونگ کوک❌جین✅)
من هنوز اسم این دختره رو نمیدونم و اصلا بهش اعتماد ندارم، صرفا دستور میدم و وقتی حالم کامل خوب شد به اعضام اطلاع میدم بیان منو ببرن.
از اونجایی که چوی دشمنم، فکر میکنه من با تصادف مردم دیگه دنبالم نمیگرده و اگه برگردم و اون بفهمه من با این بدنم نمیتونم کاری کنم و میمیرم.
دختره با یه سری بانداژ و ضد عفونی کننده اومد.
دکمه های لباس خونیمو باز کرد و از تنم دراورد، لمسش نرم و گرم بود.
ویو هویج:
_اسمت چیه؟
= واجبه بدونی؟
_اگه قراره چند روز اینجا باشم، ترجیح میدم بدونم اسم کسی که داره بهم دستور میده چیه.
= من دستور میدم؟ فکر کنم یکی یادش رفته الان رو کاناپهی خونهی منه.
جونگکوک پوزخندی زد.
_باشه... پس از الان صدات میکنم سنجاب.
= سنجاب؟!
_آره. از وقتی دیدمت داری اینور و اونور میدوی، هیزم جمع میکنی، غر میزنی و یه لحظه هم ساکت نیستی.
ات پنبهی آغشته به الکل را روی زخمش گذاشت.
_آخ... آرومتر، سنجاب!
= خوبه! خودت میگی آرومتر؟ اگه من نبودم الان وسط برفا یخ زده بودی.
_شاید.
= «شاید»؟! یه تشکر خشک و خالی هم بلد نیستی؟
جونگکوک بدون اینکه نگاهش کنه گفت:
_من به آدمایی که نمیشناسم اعتماد نمیکنم.
ات چند لحظه ساکت شد. بعد بانداژ را دور شانهاش بست و رفت سراغ بقیه زخماش.
= خیالت راحت... منم از آدمایی که با گلوله تعقیبشون میکنن خوشم نمیاد.
برای اولین بار نگاه جونگکوک روی صورت دختر ثابت ماند.
_... از کجا فهمیدی؟
ات لبخند کجی زد و سرشو کج کرد.
= جای گلولههای روی ماشینتو دیدم معلومه ادم مهمی هستی.
قبل از اینکه جونگکوک چیزی بگه، صدای «تق... تق...» از بیرون کلبه بلند شد؛ انگار کسی روی ایوان قدم میزد.
هر دو همزمان به سمت پنجره برگشتند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کی اومدههه؟! نومودونیم🤷🏻♀️
لایکارو نرسوندید ولی گذاشتم به خاطر کسایی که حمایتم میکنن🎀
ببین سرما خوردم تو تابستون ای گلومممم😭
میرسونین دیگه شرطارو؟
شرایط:
لایک: ۲۵
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
.
🥕#فندوم_هویجی
🥕#هویج_خانم
🥕#مامی_و_هویجاش
🥕#هویج
🥕#ملکه_هویجی
🥕 #قلم_هویجی
🥕 #دنیای_هویجی
🥕 #هویجستان
🥕 #دفتر_هویجی
🥕 #هویج_و_قصه_هاش
🥕 #ارتش_هویجی
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#my_snow
PT 3
ویو کوکی:
ات رفت تا وسایل بیاره و من چشم های زیبامو صرف انالیز کردن خونه کردم.(جونگ کوک❌جین✅)
من هنوز اسم این دختره رو نمیدونم و اصلا بهش اعتماد ندارم، صرفا دستور میدم و وقتی حالم کامل خوب شد به اعضام اطلاع میدم بیان منو ببرن.
از اونجایی که چوی دشمنم، فکر میکنه من با تصادف مردم دیگه دنبالم نمیگرده و اگه برگردم و اون بفهمه من با این بدنم نمیتونم کاری کنم و میمیرم.
دختره با یه سری بانداژ و ضد عفونی کننده اومد.
دکمه های لباس خونیمو باز کرد و از تنم دراورد، لمسش نرم و گرم بود.
ویو هویج:
_اسمت چیه؟
= واجبه بدونی؟
_اگه قراره چند روز اینجا باشم، ترجیح میدم بدونم اسم کسی که داره بهم دستور میده چیه.
= من دستور میدم؟ فکر کنم یکی یادش رفته الان رو کاناپهی خونهی منه.
جونگکوک پوزخندی زد.
_باشه... پس از الان صدات میکنم سنجاب.
= سنجاب؟!
_آره. از وقتی دیدمت داری اینور و اونور میدوی، هیزم جمع میکنی، غر میزنی و یه لحظه هم ساکت نیستی.
ات پنبهی آغشته به الکل را روی زخمش گذاشت.
_آخ... آرومتر، سنجاب!
= خوبه! خودت میگی آرومتر؟ اگه من نبودم الان وسط برفا یخ زده بودی.
_شاید.
= «شاید»؟! یه تشکر خشک و خالی هم بلد نیستی؟
جونگکوک بدون اینکه نگاهش کنه گفت:
_من به آدمایی که نمیشناسم اعتماد نمیکنم.
ات چند لحظه ساکت شد. بعد بانداژ را دور شانهاش بست و رفت سراغ بقیه زخماش.
= خیالت راحت... منم از آدمایی که با گلوله تعقیبشون میکنن خوشم نمیاد.
برای اولین بار نگاه جونگکوک روی صورت دختر ثابت ماند.
_... از کجا فهمیدی؟
ات لبخند کجی زد و سرشو کج کرد.
= جای گلولههای روی ماشینتو دیدم معلومه ادم مهمی هستی.
قبل از اینکه جونگکوک چیزی بگه، صدای «تق... تق...» از بیرون کلبه بلند شد؛ انگار کسی روی ایوان قدم میزد.
هر دو همزمان به سمت پنجره برگشتند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کی اومدههه؟! نومودونیم🤷🏻♀️
لایکارو نرسوندید ولی گذاشتم به خاطر کسایی که حمایتم میکنن🎀
ببین سرما خوردم تو تابستون ای گلومممم😭
میرسونین دیگه شرطارو؟
شرایط:
لایک: ۲۵
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
.
🥕#فندوم_هویجی
🥕#هویج_خانم
🥕#مامی_و_هویجاش
🥕#هویج
🥕#ملکه_هویجی
🥕 #قلم_هویجی
🥕 #دنیای_هویجی
🥕 #هویجستان
🥕 #دفتر_هویجی
🥕 #هویج_و_قصه_هاش
🥕 #ارتش_هویجی
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
- ۲۵۷
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط