{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد
ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم
به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم . . .


امشب باران رحمت بر این کویر ...
::
دیدگاه ها (۳)

وَ الذُّنُوبُ الّتی تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالب...

دوستان به خاطر بی احترامی جدید شاهین نجفی (لعنت الله علیه) ب...

ﺧﺪﺍﯾﺎ !!"ﺍﯾﻮﺏ " ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺳﺘﺎﯾﻢﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ...

احمد شاملو....ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﻠﺐ ﻫﺮﮐﺲﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺸﺖ ﮔﺮﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺍ...

به نام خدایی که جان و روح را آفریدببینید من چقدر خوبم زود پا...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---شب.. هوای شب سرد بود. خیابان خ...

PART:7°°°°°°°°°°«شبِ بی‌صدا»در اتاق جونگکوک بسته شد. پنت‌هاو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط