{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم می شود در غربت شب های کوفه

گم می شود در غربت شب های کوفه
در لابلای نخلها، تنهای کوفه

کوه است کوه اما دگر از پا نشسته
سر می کند در چاه غم دریای کوفه

خسته شده از سُستی این قوم صد رنگ
خسته شده از شاید و امای کوفه

یارب بگیر از قدر نشناسان علی را
سر آمده صبر از ملالت های کوفه

یوسف رحیمی
دیدگاه ها (۱)

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

گم می شود در غربت شب های کوفهدر لابلای نخلها، تنهای کوفهکوه ...

..همه با هم #یاعلی یک #شعر در وصف #امیرالمومنین بنویسید و سه...

گم می شود در غربت شبهای کوفه / در لابلای نخلها ، تنهای کوفهک...

‌ از لبم هرگز نیفتد بوسه ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی...

‌ از لبم هرگز نیفتد بوسه ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی...

در قحطی عشق دلبر آوردندبا زخم به روی پیکر آوردندگل های مرا گ...

یا رب به در تو روســیاه آمده امبر درگه تو به اشک و آه آمده ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط