با اجازه غزلی تازه فدایت کردم

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم
بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم

با اجازه از همه دست کشیدم امشب
و تو را از وسط جمع سوایت کردم

با اجازه از تو و چشم و لبت می گویم
چه کنم دست خودم نیست هوایت کردم

با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض
تو بزن بوسه بگو باز دوایت کردم

با اجازه به خیالات خودم می پیچم
مثلا بودی و این بار صدایت کردم

با اجازه از شما و بی اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعایت کرد
دیدگاه ها (۱)

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

کپشننننننننننن لطفااا😌🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و شش +باشه لبخندی ...

پارت ۱۷

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

این پست رو انتخاب کردم که یه بحث ایدئولوژیک فلسفی رو براتون ...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط