{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم
بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم

با اجازه از همه دست کشیدم امشب
و تو را از وسط جمع سوایت کردم

با اجازه از تو و چشم و لبت می گویم
چه کنم دست خودم نیست هوایت کردم

با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض
تو بزن بوسه بگو باز دوایت کردم

با اجازه به خیالات خودم می پیچم
مثلا بودی و این بار صدایت کردم

با اجازه از شما و بی اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعایت کرد
دیدگاه ها (۱)

خب آدمی ست دیگر !دلش تنگ می‌شود ...حتی برای کسی که دو ساعتِ ...

همیشه ناتمام می‌ماندحرف های من با خودم.

نمے دانم چرا وقتی،دلم درگیر یاد توست،هوا دلگیر و بارانیست......

‌عکس هایت را که دیدم ، گریه کردم سوی چشمم تار شدخاطرات تلخ و...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

شوهر یا ارباب

تک پارتیThe name of the story: My love(عشق من)پس از کلی دعوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط