در خودم بودم؛ نفهمیدم که تنهاتر شدم
در خودم بودم؛ نفهمیدم که تنهاتر شدم
گریه کردم.. فکر کردی زیر باران تر شدم!
عابری بیمار در پس کوچه های شهرتان
آنقدر از عشق گفتم تا که نام آور شدم
سهم شاعر بودنم یک دفتر و یک پیپ بود
هم نوشتم.. هم کشیدم.. تا که خاکستر شدم
کار من هرشب شده بی خوابی و این شعرها
بی قرارِ خوابم و محتاج خواب آور شدم
باز باران آمد و دلتنگی ام را گریه شست
باز باران آمد و من زیر باران تر شدم...
گریه کردم.. فکر کردی زیر باران تر شدم!
عابری بیمار در پس کوچه های شهرتان
آنقدر از عشق گفتم تا که نام آور شدم
سهم شاعر بودنم یک دفتر و یک پیپ بود
هم نوشتم.. هم کشیدم.. تا که خاکستر شدم
کار من هرشب شده بی خوابی و این شعرها
بی قرارِ خوابم و محتاج خواب آور شدم
باز باران آمد و دلتنگی ام را گریه شست
باز باران آمد و من زیر باران تر شدم...
- ۱۵.۲k
- ۰۹ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط