{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو عادت کرده بودم

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي
دیدگاه ها (۵)

خواستمت .. گفتند باید از ته قلب بخواهی تا بهش برسی گفتم میخ...

من دلم می خواهد .... ساعتی غرق درونم باشم ... عاری از عاطفه ...

حرفایت شبیه برف اند! از آن برف های بی موقع که نزدیک بهار م...

مدت هاست تنهایم اما دلـــــــــــــــــــــــتنگ اغوشی نیست...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.94(از زبون ا.ت)...

پارت ۱ | کودکیهفت سالم بود.خونه پر از سر و صدا بود. همه برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط