{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

[[پارت 1۷]]
[[نام داستان کارامل]]

رسیدیم به بچه‌ها
کریشیما: اوه اینجا هستند ایدا

ایدا دستشو مثل همیشه کرد و گفت: شما دو تا معلومه کجا هستید؟؟

باکوگو: باید از شما اجازه می گرفتم چهار چشمی

ایدا عینکشو آورد بالا گفت: باکوگو باید......

پریدم وسط حرفشون و گفتم : ببخشید ایدا یکم پام پیچ خورده بود به خاطر اون وایساده بودیم

ایدا : هوم اشکال نداره الان حالت خوبه درد که نداری

باکوگو با زمزمه گفت: تو چراااااا داری حالشو می‌پرسییی ها؟💢💢

جلوی دهنشو گرفتم گفتم:نه نه ندارم

باکوگو پشت کرد رفت کناره درخت

ایدا: خیلی خوب باید بریم زود بخوابیم تا فردا صبح زود بیدار شویم

گیوتو: حالت خوبه چیزی که نشده 😨

ت٫ا: آره چیزی نیست ☺️

اوچاکو: ببینم ت٫ا نمی خوام فضولی کنم ولی تو چی خریدی ؟

ت٫ا: چیزه عااامم چند تا وسایل نقاشی گرفتم
آشیدو:.............
ادامه فردا میدم
ببخشید کم بود فردا صبح سعی می‌کنم یه پارت بدم 😁
لایک کامنت یادتون نره♥️♥️
دیدگاه ها (۹)

من چرااا هنوز کراش دارم به این گرگ از بچگی تا الان

[[پارت ۲]][[نام داستان از بچگی عاشقت بودم]]میتسوکی: هوی چشم ...

آهنگ لوید، ریو، آنیا بچه‌ها صد تایی یوهو 🥳🥳🥳

[[ادامه پارت ۱]](((پایان زمان عقب))))((در ذهن آی))حدوداً غرو...

حساسیت من پارت ۱

پارت ۳ غریبه مافیا

پارت ۴ از این حمایت نکنید دیگه نمیزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط