{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت

[[ادامه پارت ۱]]

(((پایان زمان عقب))))

((در ذهن آی))
حدوداً غروب بود که رسیدیم

هیکارو: رسیدیممممم

آریما: خیلی خوب....... پیاده شو آی

آی چمدونشو برمی‌داره و پیاده می‌شه
آریما پیاده می‌شه و میره در می‌زنه تق تق

میتسوکی رو باز می‌کنه: عه سلام آریما

آریما :سلام عههه...آی چرا رفتی پشت سرم بیا بیرون به خالت سلام کن

میتسوکی: چرا خجالت می‌کشی بیا اینجا ببینم

آی : من می‌خوام پیش مامانم بمونم
میتسوکی: اوه
اریما:عزیزم برو ما دیگه باید بریم
آی: باشه
خلاصه آریما رفت و آی رفت داخل و میتسوکی درو بست
میتسوکی : منم یه پسر دارم اسمش کاتسوکیِ
باکوگو از پله‌ها اومد پایین(( چهره‌اش مثل عکس اول)) و گفت: این دختر زشت اینجا چیکار می‌کنه
و آی مثل ((عکس دوم)) گفت من زشتم؟حق حق
میتسوکی:هوی.................................................
.............................................

((ادامه دارد))
لایک و کامنت یادتون نره و
بگین چطور شد پاک کنم یا ادامه بدم
دیدگاه ها (۲۲)

آهنگ لوید، ریو، آنیا بچه‌ها صد تایی یوهو 🥳🥳🥳

[[پارت 1۷]][[نام داستان کارامل]]رسیدیم به بچه‌ها کریشیما: او...

[[پارت ۱]][[نام داستان: از بچگی عاشقت بودم]]((صحنه: یه آپارت...

یوهو ۹۰ تایی شدیم 🥳🥳🤧🥹

نقد های من به شخص آقای "" خامنه ای "" رو خوندین حتما !ولی ای...

می پرسین خب دادااااچ تو همین متن های خودت مشخصه که همون چین ...

ONLY MINE PART 40کوک . نمیدونم ... برنامه ای واسش ندارم شما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط